بالا بردن بُعد تخیل (بخش ۲)
تاریخ انتشار تاریخ بهروزرسانی
مقالهٔ پیشین از این مجموعه
[blogcard url=”https://fa.ascension21.com/voice-of-brothers-349/”]
(ادامه از بار پیش)
★برای بالا بردن بُعد تخیلتان
بدینسان، اگر با توجه به زاویه و بُعد آگاهیای که میفرستید اندیشه بفرستید، آنچه تخیل میکنید در بُعد بالا میرود، و میتوانید آفرینندگی اصیل حیات را آشکار کنید.
برای آنکه کمی بیشتر دربارهٔ «زاویه و بُعد آگاهی» که همین الان به آن اشاره کردیم توضیح دهیم: آنچه مهم است این است که بُعد آگاهیتان را در کدام سطح میگذارید. با آگاهی از اینکه این درست همان بنیاد همهٔ شناخت است، آگاهیتان را با زاویهای به سوی قلمرو الهی بفرستید.
اگر بُعد آگاهیتان را در همان سطحی که بوده است رها کنید و تنها زاویهٔ آگاهیتان را به سوی قلمرو الهی نشانه بگیرید، به قلمرو الهی نخواهد رسید، و مانند موشکی که پرتابش ناکام ماند فرو خواهد افتاد.
معنای این آن است که هنگامی که آگاهیتان در جهان جسمانی یا جهان اختری است، هر اندازه هم چیزی که به آن میاندیشید خوب باشد، آگاهیتان در جهان دوگانگی است، پس نمیتواند از اصل فراز و فرود بگریزد: «شکست به پشت کامیابی چسبیده است.»
و هنگامی که آگاهیتان در جهان روحانی یا جهان الهی است چه رخ میدهد؟ چه کارها در پایان خوب از کار درآیند چه نه، میتوانید بر مارپیچ تکامل و آفرینش بیپایان سوار شوید و کارها را تا کامیابی و تحقق بیپایان پیش ببرید.
در جهان شما، مردم به آسانی بیدرنگ همه چیز را سیاه یا سفید تعیین میکنند؛ خوب یا بد، کامیابی یا شکست. اما هر اندازه هم وضعیتی ناخواسته باشد، تنها روندی به سوی تحقق است، و بیپایان پیوسته پرورش مییابد، پس نمیتوان آن را به سادگی با خوب یا بد بودنش در آن لحظه سنجید.
حتی اگر کاری که میکنید خوب پیش نرود، اگر همانجا دست نکشید بلکه راه تازهای برای پدید آوردن نتیجهای که تصور کردید بیابید و ادامه دهید، نتیجهها بیگمان از پی خواهند آمد.
و حتی اگر آینده هر اندازه بکوشید گشوده نشود، تا هنگامی که روحیهای مثبت نگاه دارید، راهی یکسره تازه بهطور طبیعی گشوده خواهد شد.
اگر احساس میکنید هیچ کاری که تا کنون کردهاید هرگز «به جایی نرسید»، شاید از آن روست که در میانهٔ راه دست کشیدید یا آغاز به تردید کردید.

★بیایید جهان را با آگاهی الهی بازشناسیم
به این معنا، میتوان گفت راز بالا بردن بُعد تخیلتان این است که بهطور مطلق، بیتردید، به الوهیت خود باور داشته باشید.
راه توانستن این کار، ژرف کردن تنفس روزانهتان و پیوسته گذراندن زمان در حالی است که دستگاه عصبی پاراسمپاتیک چیره است.
تا هنگامی که چنین کنید، هر کس میتواند از الوهیت خود آگاه شود.
و هنگامی که روزهایتان را با آگاهی از الوهیت میگذرانید، «هر آنچه تصور میکنم بیگمان تحقق مییابد» طبیعی حس میشود، نه چیزی که خود را به باورش وادارید. پس فشارِ کوشیدن برای به انجام رساندن کارها با نیروی اراده ناپدید میشود، و میتوانید به تصویرهایتان به شیوهای طبیعی شکل ببخشید.
در آغاز گفتیم که آگاهی همه چیزِ همه چیز است، اینطور نیست؟
اگر میدان دیدی داشته باشید که با آگاهی الهی به جهان مینگرد، میتوانید به یاد آورید که برای چه زاده شدید، و در زیستن بهطور شهودی میدانید چه کنید، پس میتوانید بینگرانی آینده را بگشایید.
مهمتر از همه: برای به کار بستن «آنچه میتوانید تخیل کنید، میتوانید واقعی کنید»، که در آغاز دربارهاش سخن گفتیم، بُعد آگاهیتان را در قلمرو الهی بگذارید.
آنگاه زاویهٔ آگاهیای که میفرستید به سوی آیندهای از تکامل و آفرینش بیپایان گشوده میشود، پس هیچ راهی نیست که بتوانید شکست یا ناکامی را تجربه کنید.
اگر از ژرفای دل آرزو دارید کسی شوید که آگاهیاش تکامل یافته است، چهرهٔ خود را با آگاهی تکاملیافته روشن تصور کنید.
اهمیتی ندارد که اکنون چگونه هستید.
زیرا همه چیز روندی از بازگشتن به خودی است که آگاهی الهی را جان دوباره بخشیده است. (پایان)






