خدای دیروز، خدای امروز
تاریخ انتشار تاریخ بهروزرسانی
امروز بیایید بازنگریم و دوباره روشن کنیم تا مفهوم واژهٔ «خدا» را که در قلمرو زمین چنین گسترده است، از ریشه واژگون کنیم.
خدایی که بسیاری از مردم زمین به آن میاندیشند، تصویر کسی بوده که بهکلی از ما انسانها جداست، مانند «ای پدر ما که در آسمانی»، که بسیار فراتر از آسمان جای دارد، کسی که دیدن چهرهٔ والایش را حتی در خواب نمیتوانستیم ببینیم، آن که همه چیز را ساخت، آفرینندهٔ کیهان، اینطور نیست؟
این نیز نادرست نیست، اما مفهومی است که تنها به یک سویه مینگرد.
تنها با آن، همهٔ سویههای خدا دیده نمیشود.
بسیاری از مردم زمین به اشتباه چنان رفتار میکنند که گویی سویههای دیگر اصلاً وجود ندارند، نه؟
میپرسید: «پس سویههای دیگر چیستند؟»
آری، تکتک شما هستید.
تکتک مردم بشریت زمین فرزند خدایند، که در ژرفای روحشان آگاهی مرکزیای را دارند که کیهان را آفرید.
میدانیم کسانی بر زمین هستند که چیزهای همانندی میگویند.
همچنین میدانیم کسانی هستند که با همین اندیشهها زندگی میکنند.
اما هنوز شمارشان به هیچ روی بس نیست.
برای آنکه زمین به جهانی بدل شود که بتواند با ستارگان دیگر پیوند یابد، دستکم به حدود صد هزار نفر، و در کمترین حالت ده هزار نفر، نیاز داریم که از الوهیت درون خود آگاه باشند و با بیان آن زندگی کنند.
دانستن آن بهعنوان دانش بس نیست.
از شمار کسانی سخن میگویم که به راستی با بیان الوهیت در اندیشههایی که در دلشان میآیند و میروند، واژههایی که از دهانشان بیرون میآید، کردارشان، رفتارشان و مانند آن زندگی میکنند.
اکنون شمارشان به هیچ روی بس نیست.
اما از این پس، مردم زمین بیداری بزرگی از آگاهی را تجربه خواهند کرد.
زمانی خواهد رسید که همه به جوهر حیات بیدار شوند: «ما از همان آغاز خدا بودیم.»

شما هستید که آگاهی بشریت زمین را به سوی چنین جهانی میکشید.
در خواب یا بیداری، صلح جهانی را آرزو میکنید، نه؟
IN جرقهٔ الهی را میبندید، نه؟
از سوی بشریت، پیوسته به هر هستی در طبیعت و هر جانداری سپاس پیشکش میکنید، نه؟
از راه آن، در جاهایی که حتی از آنها خبر ندارید، دانههای الوهیت را در دل مردم زمین میکارید.
و نه تنها این.
شما خاکی میشوید که آن دانهها در آن میرویند، آب و خوراک میشوید، و حتی کار خورشید را انجام میدهید.
این درست همان نیروی والایی است که دعا دارد.
این بهکلی با نیروی اراده فرق دارد.
نیروی اراده از ایگو میآید، برای خود یا برای گروه خود، نه؟
آن نیرو سرانجام به خود بازمیگردد.
زیرا نیروی اراده ارتعاشی از تقابل دوگانه است.
دعاهای شما بهکلی متفاوت است.
هیچ نفع شخصیای نیست. هیچ ایگویی نیست. ایگو آنجا نیست، هست؟
طنینی که از آگاهی شما برمیخیزد، طنینی بسیار نزدیک به آگاهی مرکزیای است که کیهان را آفرید: انرژیای که به همه چیز حیات میبخشد.
در حقیقت، همهٔ مردم زمین آن نیرو را دارند.
زمانی نزدیک میشود که این واقعیت به راستی در سراسر زمین گسترده شود.
لازم نیست برای دگرگون کردن کسی نقشه بکشید.
تنها با آگاهی خودتان که با الوهیت همکوک شده زندگی کنید. همین.
خدای دیروز خدایی بود که تنها یک سویهاش به ما رسیده بود.
خدای امروز این مفهوم است که همهٔ بشریت به یکسان خدایند.
این مفهوم الوهیتِ همه چیز است: اینکه در طبیعت و در جانداران الوهیت هست، و هیچ چیز بیالوهیت هستی ندارد.
و بشریت، بهعنوان شاخههایی از آگاهی مرکزیای که کیهان را آفرید، کسانی هستند که مأموریتهای خود را در جایی که هر یک در آن نهاده شدهاند به انجام میرسانند.
امسال، بیایید این آگاهی را محکم از آنِ خود کنیم و بهعنوان بشریت الهیای زندگی کنیم که هیچ کس نمیتواند بلرزاندش.






