دربارهٔ زیستن با درخشش الوهیت (بخش ۱)
تاریخ انتشار تاریخ بهروزرسانی
★امر الهی خاموش نیست
«اگر به راستی در این کیهان ایزدان و بوداهایی بودند، میتوانستند به یک چشم بر هم زدن آگاهی همه را دگرگون کنند، و این جهان بیدرنگ در صلح میبود…»
یادتان هست؟
این سخنان پرسشی بود که وقتی کودک بودید بهطور مبهم در دل داشتید.
شاید اکنون هرگز چنین چیزهایی نیندیشید، اما در جهان مادی کنونی کسانی هستند که همانگونه میاندیشند که شما در گذشته میاندیشیدید، و اندیشههای رنجآلود همانندی هنوز تلانبار روی هم انباشته میشوند.
به نظر شما چرا کسانی که چنین میاندیشند، هرچند سرشتی نیک دارند، نمیتوانند خودشان فعالانه واقعیتی هماهنگ بیافرینند و با دلها و تنهایشان در شرایطی نسبتاً ناخوش زندگی میکنند؟
از آن روست که الوهیتی را که از آغاز در درونشان بوده نمیپذیرند.
چنین کسانی این حقیقت را نمیدانند که نیروی امر الهی چیزی است که بشریت باید نشانش دهد.
اندیشههایی که آرزوی معجزههایی دارند که در آنها چیزی جز بشریت نیروی خود را به وام دهد، در واقع به امر الهی میرسند، اما هرگز به واقعیت بدل نمیشوند.
زیرا ارتعاشها بسیار با هم فرق دارند.
پس آنچه شما امر الهی مینامید چگونه به بشریت زمین یاری میرساند؟ همچون الوهیت درونی در ساختار حیات شما کار میکند، و هر یک از شما را راهنمایی میکند تا به حقیقت بیدار شوید و بنا بر قانون کیهانی هماهنگی زندگی کنید.
آنان این را نمیدانند، و نمیتوانند باورش هم کنند، پس حقیقت و خرد کیهان از درونشان نمیجوشد. بیآنکه حتی بتوانند تصور کنند چه باید کرد و چگونه، تنها در حالتی زندگی میکنند که سراسیمه این سو و آن سو میدوند و تا جای ممکن تاب میآورند.
پس شما که تا اینجا آمدهاید و آنچه را راست است در چنگ گرفتهاید، خوشاقبالید.
زیرا حتی بیآنکه بهویژه به امر الهی بیندیشید، با زیستن با دل خود برترتان همچون دل خودتان، آگاهی الهی را نشان میدهید، و این چیزی نیست جز زیستن با نیروی امر الهی که در خودتان بیان شده است.

پس لازم نیست احساس درماندگی کنید گویی دعاها به جایی نمیرسند، مانند پرسش آغاز سخن، و در واقعیت امر هم امر الهی خاموش نیست.
آنچه مهم است این است که خودتان ظرفهایی هستید که نیروی امر الهی را روی زمین بیان میکنند.
بگذارید ببینم، برای کسانی که گرایش دارند امر الهی و انسانها را جدا بیندیشند، شاید خوب باشد لحظهای از اندیشیدن به امر الهی همچون یک موجود دست بکشند و آن را همچون یک کارکرد ببینند.
کارکرد امر الهی نیرویی است که به همه چیز در زمین هستی میبخشد، اما به کار بردنش به بشریت زمین سپرده شده است، نه؟
پس اگر کارکرد امر الهی را، که از زیرکی کوچکِ چسبیده به بدن جسمانی فارغالتحصیل شده، در خرد و توانِ گرداندن قلمرو زمین به کار ببرید، خودِ قلمرو زمین بهطور طبیعی به شیوهای هماهنگ از بودن دگرگون میشود.
کسانی که بر حسب تکیه بر نیروی بیرونی میاندیشند، شاید انتظار گسترشی چشمگیر داشته باشند، اما هم ایزدان قلمرو زمین و هم ما، بشریت کیهانی، گسترشی را آرزو میکنیم که وقتی بعدها به پشت سر مینگرید، بیندیشید: «نمیدانم چگونه، پیش از آنکه بدانم اوضاع بهتر شد»، و همه چیز را به آن سو راهنمایی میکنیم.
زیرا به زور اصلاح کردن وضع شما با دل کیهان هماهنگ نیست.
وقتی طنین دلهایتان طنینی نزدیک به امواج دل ما و امر الهی زمین میفرستد، الهام از جهانهای ایزدان کیهان همچون شهود خودتان پدیدار میشود.
همچون انگیزهای نیک میجوشد که نمیتوانید توضیحش دهید اما نمیتوانید بر پایهاش عمل نکنید، و همان نیرویی است که با آن خودتان دلها و تنهایتان را به حرکت درمیآورید و به راستی واقعیت را دگرگون میکنید. (ادامه در دفعهٔ بعد)






