بیایید به خانهٔ حیات بازگردیم – ۱
تاریخ انتشار تاریخ بهروزرسانی
چگونه در دلهایمان گم شدیم
در واقع، تقریباً همهٔ مردم زمین امروز در حالتی از ذهن زندگی میکنند که «حقیقت حیات» را از نظر دور کرده است، که باید از هر آموزشی مهمتر باشد: «ما چیستیم، و چرا به این جهان زاده شدیم؟ مأموریتی که قرار است بر سرزمین زمین به انجام برسانیم چیست؟ حیات از کجا میآید، و به کجا میرود؟»
میتوانید آن را گمگشتگی در دل بنامید.
پس امروز بیایید دربارهٔ چیزی سخن بگوییم که به شما یاری میکند حقیقت حیات را به یاد آورید، تا کسانی که در دلشان گم شدهاند بتوانند آسوده در خانهٔ حیات آرام گیرند.
ما همیشه امیدواریم که همهٔ شما، مردم زمین، به «خانهٔ حیات» بازگردید، نیروی بیپایانی را که حیات در اصل دارد بیتکیه بر کسی به کار ببرید، و حتی یک نفر بیشتر بتواند دست به کار واپسین پرداختها برای بدل کردن زمین به ستارهای آرام شود.
اگر حتی یک یا دو نفر بیشتر حقیقت حیات را به یاد آورند، میتوانند برای باقی بشریت زمین که هنوز به یاد نیاوردهاند به تابلوی راهنما بدل شوند، نه؟
همچنان که چنین کسانی افزایش یابند، فانوسهای دریایی بسیاری که تاریکی را روشن میکنند ساخته خواهند شد، و همانقدر مردم بیشتری میتوانند از حالتی تاریک از ذهن بیرون بیایند و زندگیای رو به امر قدسی را زندگی کنند.
برای این کار، پیش از هر چیز، باید بر پایهٔ واقعیتهای عینی بگشاییم که چرا زمین امروز به چنین وضعیت دشواری رسیده است.
از آغاز تاریخ، تمدنهایی که بشریت ساخته بیشتر و بیشتر پیشرفت کردهاند، تا سرانجام سراسر جهان از راه اینترنت به هم پیوسته است، و مردمی با رنگ چشم و رنگ پوست، فرهنگ، تاریخ و زبانهای متفاوت اکنون میتوانند مستقیماً در یک فضا با هم رفتوآمد کنند.
از سوی دیگر، چون بخش بزرگی از بشریت نتوانستند بهتمامی از غریزهٔ جانوری صیانت از خود فارغالتحصیل شوند، به جنگافزارهایی اهریمنی دست یافتند که میتوانستند زمین را در یک آن نابود کنند و حتی کارکردهای کیهان را برآشوبند، و با آنها یکدیگر را تهدید کردند.
درست از همین روست که اکنون چنین مهم شده است که رهبران کشورهای زمین پیوسته تصمیمهای خردمندانه بگیرند.
حتی بیآنکه کار به آنجا برسد، از راه انواع فعالیتهای تولیدی و سیاستهای انرژی که کارایی اقتصادی را در اولویت میگذارند، مسابقهٔ تسلیحاتی، و پرورش خودمحورانهٔ جای زندگی انسان، بشریت بارها و بارها طبیعت را ویران کرده، پیوسته گونههای اصلی جانوران و گیاهان را نابود کرده، خوراکش را مسموم کرده، زمین را ویران و فرسوده کرده، هوا و آب را آلوده و ناپاک کرده، در جو سوراخ باز کرده و دگرگونی آبوهوای انسانساخت پدید آورده، یخچالها را آب کرده و سطح دریاها را بالا برده، پیوسته دست به تروریسم و تهاجم زده، نتوانسته جامعهٔ رقابتیاش را بهتر کند، در میان آموزش انباشتی برای کودکان داشتن جا در دلشان را دشوار کرده، و شاهد شمار هر چه بیشتر مردمی بوده که خستگی را در دل دارند.

سازوکارها و مردمی که از پیش برای نجات قلمرو زمین آماده شدهاند
«پدر و مادر اصلی حیات»، که خودِ کیهان را آفرید و آن را میگرداند، برای درست همین لحظه، از پیش سازوکارها و مردمی برای نجات قلمرو زمین نهاده بود، تا مسیر جهان زمین را اصلاح کند و بگذارد مردم این ستاره به جامعهٔ فضایی بپیوندند.
«سازوکارهای نجات» یعنی نهادن ارواح نگهبان و ایزدان نگهبان، راهی میانبُر به آگاهی الهی، در ساختار روح هر کس.
و «مردم نجاتدهنده» اعضای گروه ایزدان نجاتبخشاند که از ایزدان والایی ساخته شده که در میان کسانی که زودتر به جهان دیگر بازگشتند به مرحلهٔ روشنشدگی رسیدند؛ بشریت کیهانی، مانند ما، که از ستارگانی که پیوندی ژرف با زمین دارند برای پشتیبانی از شما آمدهایم؛ و مردمی مانند شما، متخصصان بازسازی ستارگان، که چنان نهاده شدهاید که بیگمان در واپسین لحظه بیدار شوید و، با پیشگامی بشریت زمین، جرقهٔ الهی را برای همهٔ بشریت پیش ببرید.
(ادامه دارد)






