نیرویی که سپیدهدم تمدنی الهی را به سرعت پیش میبرد (۳/۷)
تاریخ انتشار تاریخ بهروزرسانی
مقالههای پیشین از این مجموعه
[blogcard url=”https://fa.ascension21.com/voice-of-brothers-284/”]
[blogcard url=”https://fa.ascension21.com/voice-of-brothers-285/”]
(ادامه از بار پیش)
★انرژی حیات کیهانی و سپیدهدم تمدن زمین
در میانهٔ چنین دوراهیهایی، آنچه جهان زمین را مانند هرگز به سوی آیندهای از امید رهنمون میشود، همان انرژی حیات کیهانی است که همین الان به آن اشاره کردیم، که همهٔ چیزها را پدید میآورد، میپروراند و به هستی میآورد.
دوباره میگوییم، این انرژی نیروی اصیلی است که همهٔ چیزها را میزاید، میپروراند، و همهٔ چیزهای آفرینش را به هستی میآورد.
و این انرژی را تنها از راه آگاهی انسان میتوان آزادانه تقویت کرد، از فضا بیرون کشید و به کار برد.
چرا تنها از راه آگاهی انسان میتوان آن را تقویت کرد و بیرون کشید؟ زیرا بشریت، همچون آفرینندهٔ سرنوشت ستارهاش، موجودی است که به جای ارادهٔ قلب کیهان عمل میکند. (معنای راستین هستی بشریت همچون سرور همهٔ آفرینش در همین است.)
در جهان طبیعی کانیهایی مانند بلور هستند که مقدار زیادی از آن انرژی حیاتِ سرچشمه را در خود دارند و با آن همنوایند. اما آنها تنها همچون آفریدههای قلب کیهان هستی دارند، پس هر اندازه هم سنگهای نیرو با ارتعاشات خوب نامیده شوند، بی کارگزار قلب کیهان (بشریت) برای تقویت و به کار بردنشان، نمیتوان نیرو از آنها بیرون کشید و همچون انرژی جایگزین به کار برد.
و در جهان زمین از این پس، این انرژی جای برق، مغناطیس، منابع نفتی و مانند اینها را خواهد گرفت، و به نیرویی بدل خواهد شد که همه چیز را به حرکت درمیآورد.

این انرژی همچنین همچون منبع نیروی بشقابپرندههای ما به کار میرود.
چگونه به کار میرود؟ انرژی حیات کیهانی، که از راه آگاهی ناخدا تقویت و دریافت میشود، در ارتعاش دگرگون میشود و در کانیای همانند بلور زمین (بخشی که با باتری سوخت و موتور نیرو همخوان است) بار میشود، و سپس بیرون کشیده میشود و همچون نیرویی که بشقابپرنده را به حرکت درمیآورد به کار میرود.
و چون این انرژی انرژی مادیِ تکفازی مانند نیروی حاصل از سوزاندن سوختهای فسیلی برای گرداندن ماشینها، یا مغناطیس و برق، نیست، بلکه «نیرو در سرچشمهٔ کیهان است که همهٔ چیزها را به هستی میآورد»، که میتواند آزادانه بر هم ارتعاش مادی و هم روحانی اثر بگذارد، میتوان آن را انرژی پاک نهایی نامید که هیچ آلودگی یا امکان حادثهای ندارد.
برای نمونه، حتی هنگامی که بشقابپرندههای بسیاری در فضا رواناند، هیچ خطری از برخوردشان نیست.
ناخدای هر بشقابپرنده آن را از پیش حس میکند و خودبهخود مسیری امن برای سفر برمیگزیند، پس هیچ برخوردی رخ نمیدهد.
از زاویهای دیگر که بنگریم، چون آگاهی ناخدایان تا اندازهٔ کیهان گسترش یافته است، از آغاز همه چیز را دربارهٔ یکدیگر درمییابند، و طبیعی است که هر پرنده در هماهنگی پرواز کند.
البته، برخلاف قطارها، خودروها، هواپیماها و کشتیهای زمین، هنگام تولید نیرو هیچ صدای بلند موتوری نیست، و هیچ صدایی از مقاومت هوا هنگامی که باد را میشکافند نیست.
میتوان گفت بشقابپرنده امتداد ذهن و بدن روحانی ناخداست، مانند کالبد ایزدی بزرگی، که در آن ارتعاش مادیِ روحانیشده با موجهای دل به کار میافتد.
درست همانگونه که ارتعاش روحانی به ارتعاش بدن جسمانی وارد میشود، روحی در آن گذاشته میشود، و انسانها میتوانند فعال و سرشار از زندگی باشند.
شاید بیندیشید: «شبیه داستان علمیتخیلی است»، اما همچنان که ارتعاشات پدیداریای که همهٔ چیزهای جهان زمین را میسازند (ارتعاش روحانی و ارتعاش مادی) بهطور الهی روحانی میشوند، سرانجام وسایل نقلیهٔ همانندی در آنجا نیز ساخته خواهند شد.
پدیدار شدن این انرژی شیوهٔ کار تمدن شما را تا بنیادهایش خواهد لرزاند، و سرانجام به پایان اقتصاد پولی و گشوده شدن تمدنی الهی خواهد انجامید.
در آن زمان، جهان زمین سپیدهدم تمدنی تازه را پذیرا خواهد شد، مانند خورشیدی که در آسمان خاوری طلوع میکند. (ادامه دارد)






